نوشته هایی از تبریز


بیست و پنج بهمن نود

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 15, 2012

بیست و پنج بهمن نود … تهران …میدان فردوسی ..ساعت چهار

عقده های جنسی گارد ویژه به رهگذران ، به سان آن لحظه نابودی انسان و رهگذران نه آن انسان های همیشه ی  میدان فردوسی ، بل چهره هاشان  متفاوت تر

بیست و پنج بهمن نود .. تهران .. جمالزاده.. ساعت پنج

دستگیری هر آنکه چهره اش مصمم تر است ، یکی عکس گرفته بود ، دیگری گوشی در دست بود و آن یکی را بسیجی به حاجی اش می گفت چهره اش طوری دیگر  بود

بیست و پنج بهمن نود.. تهران .. نواب

رهگذران بسیار بیشتر از همیشه، صداها بالا گرفت ، اما صداها شعار نشد ، در کنترل بود ، قدم به قدم

بیست و پنج بهمن نود.. تهران

تنها هدف نیروی نظامی : هر چه باشد ، هر چه اتفاق بیافتد ، فیلم یا تصویری نباشد

بیست و پنج بهمن

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 13, 2012

نوید بیست و پنج بهمن را گارد ضد شورش در میدان فردوسی تهران، عصر بیست و چهارم بهمن دادند، خواستم بگویم یک روز زودتر آمدید ، اما تریبونی جز اینجا نداشتم ، پس

برادر یک روز زودتر آمدید

این روزها

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 6, 2012

آیا امیدی هست در این خونها دیکتاتور میهن غرق شود ؟ گمان نمی رود، نه به گفته من شخصی، بلکه در ایمان من نوعی، در باور هم زادانم، هم آنانکه به اجبار میهن گرامی را ترک کردند  و هم آنانکه به اختیار رفت را بر حضور ترجیح دادند و درد اینکه هم زادانم آرزوی پایان این “حضور” را در سر می پرورانند، غرق دیکتاتور در باور هم زادانم نزدیک نیست؛ آنچه نزدیک است ترک دیکتاتور است و همین، علت عدم حضور هاست که در زمانی نزدیک همچون 25 بهمن قبل از حصر،  فریادشان حاضر بود، اکنون نه فریاد بل زمزمه شان هم حاضر نیست، اکنون فریادشان “ترک” است

  تصویر شاهکاریست از مانا نیستانی-

عادت

Posted in Uncategorized by tabriz26 on January 19, 2012

تابو شکنی بسیار بجا و لازم است ، درست تر دیدن ؛ بدون واکنش برخورد کردن ،آزادی قائل شدن برای همه، بسیار پسندیده است
عادت شکنی هم بسیار پسندیده است عادت نکنیم به غیرعادی ترین اتفاقاتی که اطرافمان می افتد ، ضمن آنکه عادت کنیم آزادی های دیگران را پاس بداریم

دوباره

Posted in Uncategorized by tabriz26 on January 13, 2012

بر دیواری نوشته شده: موسوی … کنار خیابان است و من رهگذر ، دست در کیف میکنم ، حیف شد ماژیک سبزم را جاگذاشته ام ، یادم باشد باز دوباره همفسر همیشگی کیفم باشد

« Previous PageNext Page »