نوشته هایی از تبریز


و اسکار از آن ایران است

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 27, 2012
در زمانی که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت بین سیاستمداران مبادله می شود، نام کشورشان، ایران، در اینجا از دریچه فرهنگ باافتخارش به زبان مى‌آید، فرهنگ غنى و کهنی که زیر غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم مى‌کنم، مردمى که به تمام فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از خصومت و خشونت بیزارند

تبریز

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 17, 2012

نام تبریز بسیار والاتر از آن است که من باب استفاده ابزاری، کلام عده ای پست صفت باشد

سخت بود شنیدن نام آنجا که خاکش را سرمه چشم می کنم، از زبان آنانکه منفورند در این خاک و البته در خاک میهنم

    پی نوشت : آنچه شنیدنش خون را به جوش می آورد البته بسیار خلاصه تر

بیست و پنج بهمن نود

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 15, 2012

بیست و پنج بهمن نود … تهران …میدان فردوسی ..ساعت چهار

عقده های جنسی گارد ویژه به رهگذران ، به سان آن لحظه نابودی انسان و رهگذران نه آن انسان های همیشه ی  میدان فردوسی ، بل چهره هاشان  متفاوت تر

بیست و پنج بهمن نود .. تهران .. جمالزاده.. ساعت پنج

دستگیری هر آنکه چهره اش مصمم تر است ، یکی عکس گرفته بود ، دیگری گوشی در دست بود و آن یکی را بسیجی به حاجی اش می گفت چهره اش طوری دیگر  بود

بیست و پنج بهمن نود.. تهران .. نواب

رهگذران بسیار بیشتر از همیشه، صداها بالا گرفت ، اما صداها شعار نشد ، در کنترل بود ، قدم به قدم

بیست و پنج بهمن نود.. تهران

تنها هدف نیروی نظامی : هر چه باشد ، هر چه اتفاق بیافتد ، فیلم یا تصویری نباشد

بیست و پنج بهمن

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 13, 2012

نوید بیست و پنج بهمن را گارد ضد شورش در میدان فردوسی تهران، عصر بیست و چهارم بهمن دادند، خواستم بگویم یک روز زودتر آمدید ، اما تریبونی جز اینجا نداشتم ، پس

برادر یک روز زودتر آمدید

این روزها

Posted in Uncategorized by tabriz26 on February 6, 2012

آیا امیدی هست در این خونها دیکتاتور میهن غرق شود ؟ گمان نمی رود، نه به گفته من شخصی، بلکه در ایمان من نوعی، در باور هم زادانم، هم آنانکه به اجبار میهن گرامی را ترک کردند  و هم آنانکه به اختیار رفت را بر حضور ترجیح دادند و درد اینکه هم زادانم آرزوی پایان این “حضور” را در سر می پرورانند، غرق دیکتاتور در باور هم زادانم نزدیک نیست؛ آنچه نزدیک است ترک دیکتاتور است و همین، علت عدم حضور هاست که در زمانی نزدیک همچون 25 بهمن قبل از حصر،  فریادشان حاضر بود، اکنون نه فریاد بل زمزمه شان هم حاضر نیست، اکنون فریادشان “ترک” است

  تصویر شاهکاریست از مانا نیستانی-